مرد کوری از جایی می گذشت ٬ پسری از او سئوالی پرسید : به کجا می روی ؟ مرد جواب داد که برای قمار به قمارخانه می روم . پسر پرسید: مگر تو با این چشمان کورت می توانی قمار بازی کنی؟ مرد جواب داد : پسرم تو این دنیا آنقدر فضول هست که من کور هم بتوانم قمار بازی کنم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 23:16 توسط امیر گنجی هرسینی
|
سلام